جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2065
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* * * از نمونهء ديگر اشعار عرب جاهلى كه نمادى از پاكى انسانيّت است ، معلقهء زهيربن ابى سلمى است كه در آن مردم به صلح و دوستى و تنفر از جنگ و ويرانگرى آن دعوت شدهاند . بدينگونه ارزشهاى ميهنى عربى در دوره جاهليت ، از لحاظ مأخذ و هدف ، با ارزشهاى انسانى پيوند مىيابد . لكن اين ارتباط هنگامى محكم و ناگسستنى مىشود كه اسلام ظهور مىكند و چكيدهاى از شخصيت عربى در آن بروز مىكند و از همان روز ظهور خود ، عربيت را با انسانيت پيوند مىدهد ، و عرب را تشويق مىكند كه خود را با شخصيت انسانى چنان پيوند دهد كه قوميت عربى داراى مفهومى پرارزش شود و تعصب را از خود دور كند و چنان در انسانيّت هضم شود كه از او بگيرد و به او ببخشد . خط سيرى كه عربيت ، بعد از پيامبر برگزيد ، بيشتر جنبه انسانى داشت ولى گاه گاه به خاطر وجود متعصبينى چون واليان و حاكمان و محتكران هواخواه آنان ، صدمه مىديد . شواهدى بر اين مدعاست كه عبارتند از : 1 . توّجهى كه عرب در تاريخ طولانى خود به دانشها و معارف ديگران نشان داد و از آنها نتيجهگيرى كرد و علوم يونانى و هندى و ايرانى را در زمين گسترش داد . بنابر اين ، عرب در راه تمدّن ، با رسالتى انسانى ارزشهاى عربى انسان را با علوم عجمى گرد آورده است . 2 . كوششى كه عرب در راه تأمين آزادى عقيده و انديشه و بيان داشته است كه نمونههاى آن فراوان است . در جامعه عربى ، مسلمان و غيرمسلمان در كنار يكديگر زندگى مىكردند در حالى كه جوامع